22 ماهگیت مبارک نازنینم
سلام فرشته کوچولوی مامان؛
مامانی می خوام اول خدارو هزاران مرتبه شکر کنم به خاطر وجود پاکت.
خدایا شکر که نیکای من 22 ماهه شده،خدایا شکر که به من و همسرم نفس دادی که هم نفس نیکای عزیزمون باشیم،خدایا شکر که به نیکای من توانایی شیر خوردن،غذا خوردن،راه رفتن،زبان باز کردن،بازی کردن و خیلی از کارهای دیگرو دادی و خواهی داد...
خدا جونم تورو شکر میکنم چون نعمت بزرگی مثل نیکارو که عاجزانه ازت طلب میکردم به شکل خیلی ویژه به من بخشیدی و من که بنده حقیری بیش نیستم اگه به اندازه ثانیه ثانیه نفسهای دخترم شکرت به جا بیارم بازم کمه ...ممنونتم
نیکا جونی مامان، امروز که 22ماهه شدی از صبح که بلند شدی تورو تو آغوشم گرفتم و بوست کردم و بهت تبریگ گفتم تو هم با خنده های شیرین کودکانت عکس العمل نشون میدادی و بوسم میکردی و به من می گفتی دوست دالم و کلی دلبری میکردی،این تبریک مامان به تو تا بعداظهر ادامه داشت تا اینکه تو خوابیدی.همین که تو خواب ناز بودی،با خودم گفتم بزار این تبریکا خشک و خالی نباشه، از اونجا که شما هم عاشق شمع و کیک و آهنگ و رقصی، تا شمع و کیک میبینی،شروع میکنی شعر تولد می خونی ،جالب اینجاست همیشه این شعر زمزمه روی لبای کوچکولوته (تبلد تبلد تبلد ماما جونه) تصمیم گرفتم یه کیک کوچولو درست کنم،کیک درست کردم و بابایی از سرکار اومد،کیکمون بردیم خونه بابا حاجی و مامان جون، عمو محمود و عمه جونی و محدثه جونیم خونه باباحاجی بودند و همگی یه جشن کوچولو به مناسبت 22ماهه شدنت گرفتیم، خیلی خوش گذشت.
نیکا عشق مامان؛برای سرودنت کلمه ها رو گم کردم
انگار برای تو
جز دوستت دارم
جمله دیگری نمیتوان ساخت...
22 ماهگیت مبارک عشقم

قرتی مامان و قرتی خاله در حال رقصیدن
دور دو تاتون بگردم

محدثه جون بیا یزره تست کنیم ببینیم جه مزه ایه

دختر عزیزم شاد بودن تو آرزوی منه،تمام تلاشم می کنم تا تو همیشه شاد باشی
دوست دارم...


22 ماهگیت مبارک نازنینم 
